دردانه زندگی ما

لحظات وصف نشدنی حضور تسنیم زندگیمون

دندون دخملی دراومد

سلام نازدونه من الهی که فدای اینهمه شیرین کاری و شیرین زبونیات بشم من. دخترکم بیستم بهمن ماه چکاب داشتی رفتیم بهداشت که خداروشکر قد و وزنت خیلی خوب بود گل نازم اونجا که بودیم شما همش میگفتی ماما بابا دد بعد یهو خانوم بهداشتی باتعجب داد زد وای خدای من بچه هفت ماهه حرف میرنه منم کلی صلوات دادم برات و قربون صدقت رفتم دخترکم نمیدونی چقد لذت داره واسمون این روزهای قشنگ .دیشب رفتیم مهمونی خونه دایی باباجون اونجاهم شماخیلی شیرین زبونی میکردی و همه توجهشون بتو بود و کلی شاد بودن اما بگم از امروز که رفتیم خونه یسناجون خاله مهدیه مهربون بهمون شیرینی داد اومدم یکم تو دهنت بزارم که یهو یه چیز تیزی به دستم خورد و دیدم دندون پایینی شماست الهی فداااا...
23 بهمن 1395

هفت ماهگی

سلام دردونه من. الهی من فدااااااااااااااات بشم که روزهای زندگیمو مث جواهر درخشان و ارزشی کردی. : دختر نازم این چندوقت حسابی سرمون شلوغ بود و مهمون داشتیم هم دایی حسین وخانومش از آمل اومدن پیشمون هم خاله جون فاطمه و مهدیه جون از همدان. روزهای عاااااالی گذروندیم و خیلی خوش گذشت با خاله فاطمه و مهدیه جون رفتیم واکسن شش ماهگیتو زدیم.. الهی من فدات بشم که نم نم داری قد میکشی و خانوم میشی. چندباری بیرون و گشت و گذار و زیارت امام رضا(ع) رفتیم و بازار و کوهسنگی و.... خلاصه خیلی خیلی خوب بود. بعد رفتن اونها پدربزرگ و مادربزرگت(پدرمادربابایی) اینها هم دوسه روزی اومدن پیشمون گل نازم . چند وقتی هم میشه که با همسایه واحد سوم م...
12 بهمن 1395

مادرانه

دخترم این روزها که وجودت به اندازه قند؛ چای زندگیمان را شیرین کرده هر لحظه بدین فکر فرو میروم که رشد نهال وجودنازنینت چقدر زیبا من را نیز بزرگ و صبور کرده.... برگ گلم هیچ زمانی درک نمیکردم  حضور یک غنچه کوچک در زندگی ام چنان وجودم را بخود جذب کند که صبر و استقامت و عاشقانگی را برایم طرز دیگری معنا کند و تو با پیچک حضورت چنین معنایی را در من تنیدی و من را بالندگی و صبر آموختی... آری...  حال میدانم تو همان آموزگار صبر و آرامشی که به زیبایی مرا تعلیم دادی و هر لحظه به من می آموزی که صبورانگی مادری چیست و مهرانگی اش چه طعمی دارد؟ روزی که آغوشم تورا پذیرا شد جوانه کوچکی بودی که هرلحظه ترس از آن داشتم که اندام کوچکت بزرگی آغوشم را تا...
4 دی 1395

دندون دار شدن دخملی

سلام تسنیم جون زندگی من الهی فدای اینهمه خوکشلی و بامزگیت بششششم من که همه لحطه هارو پر شور و نشاط کردی.   دختر نازمن ۲۹ آذر ماه ساعت ۵ صبح یهو چنان جیغ و فریادی توی خواب زدی که ما ترسیدیم هرکاری کردیم آروم نمیشدی گفتم شاید دل دردی بهت گرایپ میکسچر دادم اما آروم نمیشدی بهرحال بعد یکساعت گریه و شیون خوابت برد اما هر ده دقیقه و یک ربع بازم جیغ میزدی و بیدارمی شدی ساعتای هشت بود که وقتی جیغ زدی یهو متوجع یه نقطه سفید روی لثه بالات شدم اندازه سر سوزن بود و دورش قرمز وای خدای من این دندونه؟؟ اونقدر ذووووووق زده شدم که تو هی گریه میکردی اما من فقط میخندیدم و محکم بغلت کرده بودم و خدارو شکر میکردم عجب حس خوبی بود... بزور دیده میشد ...
2 دی 1395

خونه جدید

سلام دختر گل من الهی که عاقبت بخیربشی همه وجودم😘 ببخشید چند وقتی برات چیزی ننوشتم چون درگیر اسباب کشی خونه بودیم و خداروشکر تونستیم یه خونه بزرگ و دوخواب بگیریم و بسلامتی شما هم صاحب اتاق شخصی شدی گلم و همه وسایلت رو مرتب جداکردیم توی اتاق قشنگت😍😍 خونه جدید از هر نظر بهتره گل من . شاید اگر خدا بخواد همین خونه رو بخریم یعنی فکر بابایی همینه انشالله که جوربشه و بتونیم🙏🙏 گل مادر از روز اسباب کشی تا الان شما سرماخوردی 😔 هر دکتر و‌کلینیکی هم که بود شمارو بردیم حتی فوق تخصص اطفال مشهد آقای دکتر امیدی که خیلی ازش تعریف میکنن اما هنوزم گلو درد شدید داری و همش سرفه میکنی و بی تابی😢 حال رو روز منم خوب نیس همش نگران توام و کاری ازم بر نمیا...
11 آبان 1395

فرشته دو ماهه ما

سلام دردونه زندگی ما که با اومدنت فصل قشنگی از دفتر روزگار من و بابای مهربونت رو باز کردی... دختر نازم توصیف این روزهای زندگیم خیلی سخته چون اونقدر شیرینه که هیچ واژه ای همتراز باهش نیست..‌ اینکه شب ها چشمای نازت رو ببندی توی چشای من و روزها بازشون کنی و برام بخندی..‌‌ وای خدای بزرگ چه موهبتی!_ برای من نالایق... دختر برگ گلم هرلحظه ازین حس و حال قشنگ برای همه دعامیکنم که نصیبشون بشه توام همیشه در لحظات شادت بیشتر دعاکن... خانومم اینکه به تازگی میتونی فقط به پهلو بچرخی و هرچی گیرت اومد رو سریع بخوری خیلی بانمکه...😄 ازون شیرین تر اینه که وقتی گشنت میشه خیلی هول و سریع دستاتو مشت میکنی و از پشت دستت شروع میکنی زبون زدن😝💋 ای...
19 شهريور 1395

برگشت به خونه ی خودمون

سلام قشنگترین هدیه خدا دخترگلم ببخشید که دیر به دیر برات مطلب میزارم آخه واقعا این روزها وقت نمیکنم ولی خدارو بخاطر این وضعیت هرلحظه شکرمیکنم چون دلیلش فقط حضور زیبای شماست گلم. ۲۵ روز همدان بودیم که بابایاسر مهربون هم اومد پیشمون و چندروزی موند.. تومدتی که باباجونی بود کلی توی همدان چرخ زدیم و خونه فامیل ها دعوت شدیم بعد هم با پرواز برگشتیم مشهد خونه خودمون... بعد این مدت خیلی سختم بود که تنها شم خصوصا که توام بودی و از این می ترسیدم ک از عهدش برنیام اما توکلم بخدا و امام زمانه و مطمئنم زیر لوای اقا امام رضا(ع) می تونیم .. از حق نگذریم که خاله سمیه جونی هم خوب هوامونو داره و همش پیگیره الهی خدا غزلش روحفظ کنه براشون و خاجت رواشون کنه و ا...
4 شهريور 1395

یک ماهگی عشق و نفس مامان

سلام دختر قشنگتر از برگ گلم تسنیم زندگیم 😍❤️ الهی دورت بگردم که در سایه امام زمان دیروز بیستم مرداد ماه یکماهت پُر شد و به امید خدای مهربون وارد ماه دوم زندگیت شدی😍😍😍 الهی صد و بیست سال زنده و سرحال و مومن و رهرو امام زمان باشی🌺🙏 تو عمرمنی و نفس باباجونی که دلش برات یه ذره شده😞 چند روز دیگه بابایی میاد دنبالمون تا به امیدخدا برگردیم مشهد خونمون😃🌺 زندایی سمیرا برا یکماهگیت کیک پخت دستش دردنکنه تو اونشب یکم حال ندار بودی و نق نق می کردی و بی حوصله بودی ماهم اذیتت نکردیم عشق مادر😍❤️ هر روز عکس و فیلمت رو برای بابایاسر می فرستم و کلی برات ذوق میکنه🌺 چند دست لباس مهمونی برات آورده بودم اونشب که مهمونی نی نی خاله زهره بود دو دست لباست رو ا...
21 مرداد 1395

روزت مبارک گل همیشه بهارم

سلام تسنیم زندگیم  دخترگلم امروز میلاد حضرت معصومه و روز دختره...یعنی روز شما الهی که فدات بشم من نمیدونی با اومدنت چ رنگ و بویی به زندگیمون دادی... پانزده روزگیت رفتیم سنجش ۳۸۰۰ وزنت بود و گفتن خداروشکر رشد خوبی داشتی الحمدالله. شانزده روزگیت با مامان بزرگ جونی پرواز داشتیم و اومدیم همدان الان ۹ روزه که همدان خونه بابا بزرگیم . همه فامیلا اومدن دیدنمون .خاله سمیه و غزل جونی با خاله فاطمه هم اومدن و کلی خوش گذشت .ماشالله غزل جونی خیلی شیرین شده همش میگفتم کی میشه توام راه بری و شلوغ کاری کنی😍😍 دیشب که شب میلاد حضرت معصومه بود از یک بهیار خواستیم بیاد خونه و گوش های شمارو سوراخ کنه تا پیش خودمون باشی و تو راه اذیت نشی ساعت ۱۱ دیشب ۱۳...
14 مرداد 1395

دختر 13 روزه ما

سلام تسنیم من چشمه بهشتی من  الهی فدای اون چشمای نازت بشم من دخترم امروز یکم مردادماه یاعت چهار صبح بیدارشدی که شیر بخوری متوجه شدیم ناف قشنگت افناده مونس جونم خیلی خیلی خوشحال شدیم کلی برات ذوووق کردیم آخه خیلی اذیت می شدی مپقع تعویض لباس... خدارو هزارهزاربار شکرررر سر ظهری مامان بزرگ جونی شمارو برای اولین بار حموم کرد اصلا هم گریه نکردی هزارماشالله الهی قربونت بشم من 😘😍باشه  دخترم هنوزم با گذشت این دوازده روز همنفسی باتو گاهی فکرمیکنم نکنه خواب باشه یا رویا.... الهی هزاربارشکر. هنوزم من درد دارم و کامل خوب نشدم اما همش فدای یه تار موی تو مادر...  نمیدونی چه شوری به زندگی من و بابایاسر دادی شبها بابایی کلی بغلت میکنه و ...
2 مرداد 1395