دردانه زندگی ما

لحظات وصف نشدنی حضور تسنیم زندگیمون

دندون دار شدن دخملی

1395/10/2 11:59
نویسنده : مامان زهرا
35 بازدید
اشتراک گذاری

سلام تسنیم جون زندگی من الهی فدای اینهمه خوکشلی و بامزگیت بششششم من که همه لحطه هارو پر شور و نشاط کردی.

 

دختر نازمن ۲۹ آذر ماه ساعت ۵ صبح یهو چنان جیغ و فریادی توی خواب زدی که ما ترسیدیم هرکاری کردیم آروم نمیشدی گفتم شاید دل دردی بهت گرایپ میکسچر دادم اما آروم نمیشدی بهرحال بعد یکساعت گریه و شیون خوابت برد اما هر ده دقیقه و یک ربع بازم جیغ میزدی و بیدارمی شدی ساعتای هشت بود که وقتی جیغ زدی یهو متوجع یه نقطه سفید روی لثه بالات شدم اندازه سر سوزن بود و دورش قرمز وای خدای من این دندونه؟؟

اونقدر ذووووووق زده شدم که تو هی گریه میکردی اما من فقط میخندیدم و محکم بغلت کرده بودم و خدارو شکر میکردم

عجب حس خوبی بود...

بزور دیده میشد اما مشخص بود دندونه... به باباییت زنگ زدم و بهش گفتم کلی خوشحال شد و شب برای تسکین لثه تو از داروخانه ژل موضعی کودکان گرفته بود . 

شب یلدای امسال عموت خونمون بودن و شما با دختر عموت آیلین کوچولو کلی بازی کردی و خندیدی الهی دورت بگردم من.

نمیدونی چ حس و حال قشنگی داریم این روزا که هی برمیگردی و چرخ میرنی 

لحظه شماری میکنم برای چهاردست وپا رفتنت دردونه زندگیمون.قلب

 خیلی از خاله سمیه مهربون ممنونم که این چند وقت بیشترین کمک رو بهم کرده خدا الهی غزلش رو حفظ کنه و همیشه شااااااد باشن و حندون .

پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (2) ارسال نظر
مامان سمیه
3 دی 95 18:08
ای جان دلممممممممممممم بازم تبریک میگم زهرا جون. دیگه باید براش غذاهای خوشمزه درست کنی با این دندونای خوشل و تیز هی نوش جان کنه فداش بشم که غلت میزنه اینو نگفته بودی بهم مامانش چه جیگر میخنده خداااااااااااااااا راستی زهرا براش آش دندونی درست کن خیلی خوشمزه س من دوست دارم
مامان زهرا
پاسخ
سلاممم بروی ماهت سمیه مهربوووونم که همیشه همراهمونی عزیزدلم فدااااااااااااااات گلم مث همیشه کمکمون میکنی الهی ک خدا غزلی رو حفظ کنه گلم . چشم همه توصیه های خاله سمیه هم رو چشام بووووووووس
خاله مریم
4 دی 95 21:01
عزیزم الهی قربونش برم مبارکش باشه عزیزم ایشالاهمه دندوناش دربیاددوووووووووستووووووون دارم